تبليغاتX
اکسیر عشق - خروش - سیمین بهبهانی

اکسیر عشق

رساله ای در عشق

گر شعله های خشم وطن / زین بیشتر بلند شود

 ترسم به روی سنگ لحد / نامت عجین به گند شود

 پر گوی و یاوه ساز شدی، / بی حد زبان دراز شدی

 ابرام ژاژخایی ی تو / اسباب ریشخند شود

هرجا دروغ یافته ای / درهم چو رشته بافته ای

 ترسم که آنچه تافته ای / بر گردنت کمند شود

 باد غرور در سر تو، / کور است چشم باور تو

پیلی که اوفتد به زمین / حاشا دگر بلند شود

بر سر کله گشاد منه، / خاک مرا به باد مده

 ابر عبوس اوج - طلب / پابوس آبکند شود

 بس کن خروش و همهمه  / در خاک و خون مکش همه

کاری مکن که خلق خدا / گریان و سوگمند شود

نفرین من مباد تو را / زان رو که در مقام رضا

دشمن چو دردمند شود، / خاطر مرا نژند شود

 نژند=اندوهگین و غمناک

سیمین بهبهانی -۲۵ خرداد ۸۸

+ نوشته شده در  شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 10:55  توسط مهدی   |