عقیده یک نفر آن چیزیست که وقت راحتی با آزادی بیان می کند. بعضی ها عقیده به ایران باستان دارند و به زرتشت و به کوروش و به اینکه در آن زمان ایران متمدن بوده و همه آن چیزی که ما می فهمیم و چند اصل ساده زندگی مثل خوب بودن و کسی را نرنجاندن و غیره کافیست . اما آیا اینها کافیست؟
اگر یک نفر که مسلمان زاده است و ایرانیست این حرفها را در زمان سختی نیز بگوید می توان باور داشت که عقیده او همین است . هنگام مواجه با سختی ها و یا امراض سخت وقتی کسی دیگر نمی تواند کاری بکند چه می کنید؟ دنبال یک قدرت برتر می گردید و هیچ چیز جز خدا و ائمه شاید شما را راضی نکند و با گریه زاری توسل می کنید . حالا این سوال پیش می آید که آن عقاید زمان خوشی چه شد ؟ آیا آنها کافی نیستند دیگر ؟
همیشه متوجه یک روز سخت باشید و همه عقایدی را که هزاران سال از آنها گذشته و مورد کرامت بسیاری از انسانها بوده را در خوشی ها زیر سوال نبرید که روزی باید به دامن همین ها پناه ببرید. مگر اینکه قدرت برتر دیگری بشناسید.
پس همیشه دعا کنید.تنها کسی مستجاب الدعوه می شود که همیشه دعا کند و بعد از هر نماز دعا کند.دعا مغز عبادت است .نماز را شاید سر سری بخوانید اما دعا نیازمند هوشیاری و جمع کردن جملات و متوجه نیاز خود شدن و اتصال به قدرت الهیست برای همین است که گویند دعا مغز عبادت است.
اما فرشتگان در هنگام سختی ها صدای کسی را به آسمان می برند که صدای او برایشان آشنا باشد.
صدایی غریب دیر به آسمان می رود .کسی که همواره برای همه دعا می کند در سختی ها نیز دعایش برآورده می شود .
نتیجه:ضمن حفظ عقاید و ستودن خوبیها -همواره متوجه روز سخت و روز مرگ نیز باشید و ببینید روی کمک چه کسی می توانید حساب باز کنید .آیا افرادی که امروزه در راحتی می ستایید می توانند در سختی ها کمکتان کنند؟ این یک سوال اساسی است برای کسی که متوجه باشد .
من در مورد ادیان دیگر یا افراد خارجی یا هر کسی دیگر حرف نمی زنم . آنها عقیده اشان مشخص است من درباره مسلمان زاده حرف زدم .تمام حرف این است بر هر عقیده ای هستید در سختی ها هم بر همان باشید. یا عقیده ای را انتخاب کنید که در سختی ها هم به شما بتواند کمک کند .همین ولی به قول قران اکثرهم لایعقلون